الشيخ حسين المظاهري

29

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )

كار منشأ ارزش است همانطور كه ماركس گفته ولى آنطور كه او گمان كرده علّت منحصر ارزش نيست . عرضه و تقاضا منشأ ارزش است ولى نه آنطور كه برخى تصوّر كرده‌اند علّت منحصر آن باشد . مطلوبيت ذاتى و اغراض و دواعى عقلائى نيز از جمله علل ارزشند . براى توضيح بيشتر به مثالهاى ذيل توجه فرمائيد : دو عدد ميز از نظر ارزش فروض مختلفى دارد : الف‌از نظر كار مساوى ، از نظر عرضه و تقاضا مساوى ، از نظر اغراض و دواعى نيز مساوى ، ولى از نظر چوب متفاوت‌مطلوبيت ذاتى - قيمتشان مسلّما متفاوت است . ب‌از نظر چوب مساوى ، از نظر عرضه و تقاضا مساوى ، از نظر اغراض و دواعى مساوى ولى از نظر كار متفاوت‌قانون ارزش‌قيمت قطعا متفاوت است . ج‌از نظر چوب و از نظر كار و از نظر اغراض متساوى ولى از نظر عرضه و تقاضا متفاوت‌قانون عرضه و تقاضاقيمت حتما متفاوت است . دمطلوبيت ذاتى و كار و عرضه و تقاضا مساوى و از جهت اغراض عقلائى متفاوت مثل آنكه ماليات يكى از ميزها براى صورت يا ماده‌ى آن بيشتر است‌اغراض و دواعىقيمت قطعا متفاوت است . هيكى از آن دو از نظر مطلوبيت ذاتى با ديگرى تفاوت دارد و ديگرى از نظر كار يا عرضه و تقاضا و يا جهات ديگر برترى دارد ، در اين فرض گاهى تساوى قيمت و گاهى اختلاف قيمت بوجود مىآيد . و در هر دو علل ارزش موجود و مطلوبيت ذاتى و عرضه و تقاضا و كار و غرض در هر دو مساوى باشد ، تساوى قيمت ضرورى خواهد بود . خلاصه آنكه نمىتوان پذيرفت كار هميشه مساوى با ارزش است ولى